خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات یک خاطره

امکانات وب

مست بوی شالیزار

مرور دانه دانه خاطره ها

و سهمشان که یادش شاید بخیر

و اینجایی که هستم

با کوهی از پریشانی

و باز پریشانی

نگاهم به اسمان است

و دلم سرشار از لرز

چه کنم

با این حجم هجوم خاطرات و ارزوها و نفس ها و خواستن ها

چه کنم با جاده ی شالیزارو

خانه ای که پنجرهذاش برایم مسدود شده است

و دلی که از هجوم دل گرفتگی ها خفه است

و من بزرگ شدم

شدم 27 مثلا

و بی ارزو

و بی رسیدن

به هرانچه که میخاستم

و شادم میکرد

اه اه اه

اه ها هم توان رها کردن اه های مخفی در قلبم را ندارند

28-27امین ماه رمضان هم گذشت

مهمان بودم

گوشه نشین

و مثل همیشه .....دلگیر

کاری با اشک هایم ندارند

دستانم

تا به کی مخفی کردن

و من الان اینجایم

دقیقا اینجا

تو که میدانی

میدانی

میدانی.

میدانی

و میتوانی

و من جز تو کسی را ندارم

تو بخاه

فقط تو باید بخاهی.

خدا بی سرو سامانم

و دستانم خالی

27-28سالمه

مجردم

بیکارم

و الان تو این گوشه ی دنیا....

خدایا... ..

منتظرم

لطفا

برچسب: نویسنده: یوسف اکبری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 5:47

صفحه بندی